چشم پوشی از برخی اشتباهات احتمالی استاد
حضرت آیت اللّه حسن زاده آملی در ایـن بـاره خـاطره تأمل برانگیزی را نقل می کند.ایشان خاطره ای ناگواری از درس شفای فاضل تونی را چنین بیان می کند:در این درس شـفا کسی با من شرکت نداشت،فقط من تنها به محضرش تشرف می یافتم.یک روز چهارشنبه کـه روز آخر درس هفته است، دیـدم آن جـناب(رضوان اللّه علیه)درست و موزون مطلب شفار تقریر نمی فرماید و پریشان می گوید:من چند بار سؤال پیش آوردم و جواب مقنعی نفرمود،چنین انگاشتم که شاید مانعی پیش آمده و درس را مطالعه نفرموده است...
در روز پنج شنبه که به درس استاد شعرانی رفتم،عرض کـردم:حضرت آقا دیروز جناب فاضل تونی درس شفا را درست تقریر نفرموده است...استاد شعرانی در این هنگام به نوشتن اشتغال داشت.بدون این که سربلند کند و مرا نگاه کند،به حالت انقباض و گرفتگی چهره با لحنی خـاص و اعـتراض آمیز فرمود:درس ها و بحث هایت را کم کن و شفا را پیش مطالعه کن و در آن بیشتر زحمت بکش.
من خاموش شدم،ولی انفعالی شدید به من روی آورد که شاید استاد شعرانی این گستاخی را از من درباره ی خودش نیز احتمال دهد کـه در مـحضر استادان دیگر،از ایشان هم چنین بی ادبی از من صادر شود.تا فردای آن روز که روز جمعه بود،برای درس ریاضی تشرف حاصل کردم؛در حالی که این حالت انفعال بر من حاکم بود.به محض نشستن رو بـه مـن کرد و فرمود:آقا آن اعتراض دیروز شما برای آقای فاضل تونی،حق با شماست، زیرا که ایشان به سکته ی مغزی دچار شده است و الان در بیمارستان بستری است.آن پریشانی گفتارش از رویداد طلیعه سـکته بود.
پسـ از درس اسـتاد شعرانی به بیمارستان رفتم.تا چـشم آن جـناب بـه من افتاد،به شدت گریست و مرا نیز به گریه آورد.دست و پایش را بوسیدم و عرض کردم:آقا جان ما باید از شما صبر و سکینه و وقار بـیاموزیم»
بسم الله الرحمن الرحیم